خرید بک لینک

درباره سایت

امر به معروف و نهی از منکر

امکانات وب

-->-->--> -->-->-->
-->-->-->
-->-->-->ساعت Ùx81Ùx84Ø´ Ùx85ذÙx87بÛx8c -->-->-->تارÛx8cØ® رÙx88ز

اÙx84Ùx84Ùx91Ùx87Ùx8fÙx85Ùx91Ùx8e Ùx83Ùx8fÙx86Ùx92 Ùx84Ùx90Ùx88Ùx8eÙx84Ùx90Ùx8aÙx91Ùx90Ùx83Ùx8e اÙx84Ùx92ØxadÙx8fجÙx91Ùx8eØ©Ùx90 بÙx92Ùx86Ùx90 اÙx84Ùx92ØxadÙx8eسÙx8eÙx86Ùx90 صÙx8eÙx84Ùx8eÙx88اتÙx8fÙx83Ùx8e عÙx8eÙx84Ùx8eÙx8aÙx92Ùx87Ùx90 Ùx88Ùx8eعÙx8eÙx84Ùx89 آبائÙx90Ùx87Ùx90 Ùx81Ùx8a Ùx87ذÙx90Ùx87Ùx90 اÙx84سÙx91اعÙx8eØ©Ùx90 Ùx88Ùx8eÙx81Ùx8a Ùx83Ùx8fÙx84Ùx91Ùx90 ساعÙx8eØ©Ùx8d Ùx88Ùx8eÙx84Ùx90Ùx8aÙx91اÙx8b Ùx88Ùx8eØxadاÙx81Ùx90ظاÙx8b Ùx88Ùx8eÙx82ائÙx90دا âx80x8fÙx88Ùx8eÙx86اصÙx90راÙx8b Ùx88Ùx8eدÙx8eÙx84Ùx8aÙx84اÙx8b Ùx88Ùx8eعÙx8eÙx8aÙx92Ùx86اÙx8b ØxadÙx8eتÙx91Ùx89 تÙx8fسÙx92Ùx83Ùx90Ùx86Ùx8eÙx87Ùx8f Ø£Ùx8eرÙx92ضÙx8eÙx83 Ùx8eØ·Ùx8eÙx88Ùx92عاÙx8b Ùx88Ùx8eتÙx8fÙx85Ùx8eتÙx91Ùx90عÙx8eÙx87Ùx8f Ùx81Ùx8aÙx87ا Ø·Ùx8eÙx88Ùx8aÙx84اÙx8b

درÙx8aاÙx81ت Ùx83د دعاÙx8a Ùx81رج

-->-->--> -->-->--> -->-->-->-->-->--> -->-->-->

وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ(104آل عمران )
بايد از ميان شما، جمعى دعوت به نيكى، و امر به معروف و نهى از منكر كنند! و آنها همان رستگارانند.
تفسير :
دعوت به حق و مبارزه با فساد
به دنبال آيات پيشين كه مساءله اخوت و اتحاد را توصيف مى كرد در اين آيه اشاره به مساءله «امر به معروف» و «نهى از منكر» شده كه در حقيقت يك پوشش اجتماعى براى محافظت جمعيت است ، زيرا اگر مساءله امر به معروف و نهى از منكر در ميان نباشد عوامل مختلفى كه دشمن بقاى «وحدت اجتماعى» هستند، همچون موريانه از درون ، ريشه هاى اجتماع را مى خورند، و آن را از هم متلاشى مى سازند، بنابراين حفظ وحدت اجتماعى بدون نظارت عمومى ممكن نيست !.
در آيه فوق دستور داده شده كه همواره در ميان مسلمانان بايد امتى باشند كه اين دو وظيفه بزرگ اجتماعى را انجام دهند: مردم را به نيكى ها دعوت كنند، و از بديها باز دارند و در پايان آيه تصريح مى كند كه فلاح و رستگارى تنها از اين راه ممكن است .
سؤ ال :
در اينجا اين سؤ ال پيش مى آيد كه ظاهر «منكم امة» اين است كه اين امت بعضى از جمعيت مسلمانان را تشكيل مى دهد، نه همه آنها را، و به اين ترتيب وظيفه امر به معروف و نهى از منكر جنبه عمومى نخواهد داشت ، بلكه وظيفه طايفه خاصى است ، اگر چه انتخاب و تربيت اين جمعيت ، وظيفه همه مردم است ، و به عبارت ديگر اين دو وظيفه واجب كفائى است نه عينى ، با اينكه از ديگر آيات قرآن بر مى آيد كه اين دو وظيفه جنبه عمومى دارد، و به عبارت ديگر واجب عينى است نه واجب كفائى ، مثلا در چند آيه بعد از اين آيه مى خوانيم : شما بهترين امتى بوديد كه بسود مردم مبعوث شديد، چه اينكه امر به معروف و نهى از منكر مى كنيد و در سوره «والعصر» مى فرمايد: «همه مردم در زيانند جز آنان كه ايمان و عمل صالح دارند و دعوت به حق و توصيه به صبر و استقامت مى كنند» طبق اين آيات و مانند آنها اين دو وظيفه اختصاص به دسته معينى ندارد.
پاسخ:
دقت در مجموع اين آيات پاسخ سؤ ال را روشن مى سازد، زيرا چنين استفاده مى شود كه «امر به معروف و نهى از منكر» دو مرحله دارد: يكى «مرحله فردى» كه هر كس ‍ موظف است به تنهائى ناظر اعمال ديگران باشد، و ديگرى «مرحله دسته جمعى» كه امتى مؤ ظفند براى پايان دادن به نابسامانيهاى اجتماع دست به دست هم بدهند و با يكديگر تشريك مساعى كنند.
قسمت اول وظيفه عموم مردم است ، و چون جنبه فردى دارد طبعا شعاع آن محدود بتوانايى فرد است ، اما قسمت دوم شكل واجب كفائى به خود مى گيرد و چون جنبه دسته جمعى دارد و شعاع قدرت آن وسيع و طبعا از شئون حكومت اسلامى محسوب مى شود. اين دو شكل از مبارزه با فساد و دعوت به سوى حق ، از شاهكارهاى قوانين اسلامى محسوب مى گردد، و مساءله تقسيم كار را در سازمان حكومت اسلامى و لزوم تشكيل يك گروه نظارت بر وضع اجتماعى و سازمانهاى حكومت مشخص مى سازد.
از آنجا كه اين بحث از مباحث مهم قرآن مجيد است ، و در آيات فراوانى به آن اشاره شده ، لازم است نكاتى را در اينجا يادآور شويم :
«معروف» و «منكر» چيست ؟
«معروف» در لغت به معنى شناخته شده (از ماده عرف) و «منكر» به معنى  «ناشناس» (از ماده انكار) است . و به اين ترتيب كارهاى نيك ، امورى شناخته شده ، و كارهاى زشت و ناپسند، امورى ناشناس معرفى شده اند. چه اينكه فطرت پاك انسانى با دسته اول آشنا و با دوم ناآشنا است !
آيا امر به معروف يك وظيفه عقلى است يا تعبدى ؟
جمعى از دانشمندان اسلامى معتقدند كه وجوب اين دو وظيفه تنها با دليل نقلى ثابت شده ، و عقل فرمان نمى دهد كه انسان ديگرى را از كار بدى كه زيانش تنها متوجه خود او است باز دارد.
ولى با توجه به پيوندهاى اجتماعى و اينكه هيچ كار بدى در اجتماع انسانى در نقطه خاصى محدود نمى شود، بلكه هر چه باشد همانند آتشى ممكن است به نقاط ديگر سرايت كند، عقلى بودن اين دو وظيفه مشخص مى شود.
به عبارت ديگر: در اجتماع چيزى به عنوان ضرر فردى وجود ندارد، و هر زيان فردى امكان اين را دارد كه به صورت يك زيان اجتماعى در آيد، و به همين دليل منطق و عقل به افراد اجتماع اجازه مى دهد كه در پاك نگه داشتن محيط زيست خود از هر گونه تلاش و كوششى خوددارى نكنند.
اتفاقا در بعضى از احاديث به اين موضوع اشاره شده است . از پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله چنين نقل شده كه فرمود: «يك فرد گنهكار، در ميان مردم همانند كسى است كه با جمعى سوار كشتى شود، و به هنگامى كه در وسط دريا قرار گيرد تبرى برداشته و به سوراخ كردن موضعى كه در آن نشسته است بپردازد، و هر گاه به او اعتراض كنند، در جواب بگويد من در سهم خود تصرف مى كنم !، اگر ديگران او را از اين عمل خطرناك باز ندارند، طولى نمى كشد كه آب دريا به داخل كشتى نفوذ كرده و يكباره همگى در دريا غرق مى شوند».
پيامبر صلى اللّه عليه و آله با اين مثال جالب منطقى بودن وظيفه امر به معروف و نهى از منكر را مجسم ساخته ، و حق نظارت فرد بر اجتماع را يك حق طبيعى كه ناشى از پيوند سرنوشت هاست ، مى داند.
اهميت امر به معروف و نهى از منكر
علاوه بر آيات فراوان قرآن مجيد احاديث زيادى در منابع معتبر اسلامى نيز درباره اهميت اين دو وظيفه بزرگ اجتماعى وارد شده است كه در آنها به خطرات و عواقب شومى كه بر اثر ترك اين دو وظيفه در جامعه بوجود مى آيد اشاره گرديده ، به عنوان نمونه :
امام باقر عليه السلام، مى فرمايد: « امر به معروف و نهى از منكر دو فريضه بزرگ الهى است كه بقيه فرائض با آنها برپا مى شوند، و بوسيله اين دو، راهها امن مى گردد، و كسب و كار مردم حلال مى شود، حقوق افراد تاءمين مى گردد، و در سايه آن زمينها آباد، و از دشمنان انتقام گرفته مى شود، و در پرتو آن همه كارها روبراه مى گردد».
در حديثى از پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله نقل شده كه فرمود: «بايد امر به معروف و نهى از منكر كنيد و گرنه خداوند ستمگرى را بر شما مسلط مى كند كه نه به پيران احترام مى گذارد، و نه به خوردسالان رحم مى كند، نيكان و صالحان شما دعا مى كنند ولى مستجاب نمى شود و از خداوند يارى مى طلبند اما خدا به آنها كمك نمى كند و حتى توبه مى كنند و خدا از گناهانشان در نمى گذرد».
اينها همه واكنش طبيعى اعمال جمعيتى است كه اين وظيفه بزرگ اجتماعى را تعطيل كنند زيرا بدون نظارت عمومى ، جريان امور از دست نيكان خارج مى شود، و بدان ميدان اجتماع را تسخير مى كنند، و اينكه در حديث فوق مى فرمايد حتى توبه آنها قبول نمى شود به خاطر آن است كه توبه با ادامه سكوت آنها در برابر مفاسد مفهوم صحيحى ندارد مگر اينكه در برنامه خود تجديد نظر كنند.
 آيا امر به معروف موجب سلب آزادى است ؟
در پاسخ اين سؤ ال بايد گفت با اينكه به طور مسلم زندگانى دسته جمعى براى افراد بشر فوائد و بركات فراوانى دارد و حتى اين نوع مزايا انسان را وادار به زندگانى اجتماعى كرده است ، ولى در مقابل آن محدوديتهائى نيز براى او ببار مى آورد، و چون در برابر فوائد بيشمار زندگى دسته جمعى ضرر اين نوع محدوديتها جزئى و ناچيز است لذا بشر از روز اول تن به زندگى اجتماعى داده و محدوديتها را پذيرفته است ، و از آنجا كه در زندگى اجتماعى سرنوشت افراد بهم مربوط است ، و به اصطلاح افراد اجتماع در سرنوشت يكديگر اثر دارند حق نظارت در اعمال ديگران حق طبيعى و خاصيت زندگى دسته جمعى است ، چنانچه اين مطلب به طرز جالبى در حديثى كه سابقا از پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله نقل كرديم آمده است . بنابراين انجام اين فريضه نه تنها با آزاديهاى فردى مخالف نيست ، بلكه وظيفه اى است كه افراد در مقابل يكديگر دارند.
آيا امر به معروف توليد هرج و مرج نمى كند؟
سؤ ال ديگرى كه در اينجا مطرح مى شود اين است كه : هر گاه بنا شود كه همه مردم در وضع اجتماع دخالت كرده و بر اعمال يكديگر نظارت كنند، توليد هرج و مرج و برخوردهاى مختلف در جامعه مى گردد، و با مساءله تقسيم وظائف و مسئوليتها در اجتماع مخالف است .
در پاسخ اين سؤ ال بايد گفت : از بحثهاى گذشته اين حقيقت روشن شد كه امر به معروف و نهى از منكر داراى دو مرحله است :
                                                          مرحله نخست كه جنبه عمومى دارد، شعاع آن محدود است ، و از تذكر و اندرز دادن و اعتراض و انتقاد نمودن و مانند آن تجاوز نمى كند، مسلما يك اجتماع زنده بايد تمام نفراتش در برابر مفاسد داراى چنين مسئوليتى باشند.
ولى مرحله دوم كه مخصوص جمعيت معينى است و از شؤ ون حكومت اسلامى محسوب مى شود، قدرت بسيار وسيعى دارد، به اين معنى كه اگر نياز به شدت عمل و حتى قصاص و اجراى حدود باشد اين جمعيت اختيار دارند كه زير نظر حاكم شرع و متصديان حكومت اسلامى انجام وظيفه كنند.
بنابراين با توجه به مراحل مختلف امر به معروف و نهى از منكر، و حدود و مقررات هر يك ، نه تنها هرج و مرجى در اجتماع توليد نمى شود، بلكه اجتماع از صورت يك جامعه مرده و فاقد تحرك بيرون آمده به يك جامعه زنده تبديل مى گردد.
آیا امر به معروف از خشونت جدا است ؟
در پايان اين بحث تذكر اين نكته نيز لازم است كه بايد در انجام اين فريضه الهى و دعوت به سوى حق و مبارزه با فساد، دلسوزى و حسن نيت و پاكى هدف را فراموش نكرد، و جز در موارد ضرورت از راههاى مسالمت آميز وارد شد، نبايد انجام اين وظيفه را مساوى با خشونت گرفت .
ولى متاءسفانه بعضى افراد به هنگام انجام اين وظيفه ، در غير مورد ضرورت ، از راه خشونت آميز وارد مى شوند، و گاهى متوسل به الفاظ زشت و زننده مى گردند، و لذا مى بينيم اين نوع امر به معروف ها نه تنها اثر خوبى از خود نمى گذارد، بلكه گاهى نتيجه معكوس هم مى دهد، در حالى كه روش پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سيره ائمه هدى (عليهمالسلام)نشان مى دهد كه آنها به هنگام اجراى اين دو وظيفه آنها را با نهايت لطف و محبت مى آميختند، و به همين دليل سرسخت ترين افراد به زودى در برابر آنها تسليم مى شدند.
در تفسير «المنار» در ذيل آيه چنين مى خوانيم : جوانى به خدمت پيامبر آمد و عرض كرد: اى پيامبر خدا آيا به من اجازه مى دهى زنا كنم ؟! با گفتن اين سخن فرياد مردم بلند شد و از گوشه و كنار به او اعتراض كردند، ولى پيامبر با خونسردى و ملايمت فرمود: نزديك بيا،
جوان نزديك آمد، و در برابر پيامبر نشست ، حضرت با محبت از او پرسيد آيا دوست دارى با مادر تو چنين كنند؟ گفت : نه فدايت شوم ،
فرمود: همينطور مردم راضى نيستند با مادرانشان چنين شود، آيا دوست دارى با دختر تو چنين كنند؟ گفت نه فدايت شوم ،
فرمود: همينطور مردم درباره دخترانشان راضى نيستند، بگو ببينم آيا براى خواهرت مى پسندى ؟! جوان مجددا انكار كرد (و از سؤ ال خود به كلى پشيمان شد) پيامبر سپس دست بر سينه او گذاشت و در حق او دعا كرد و فرمود: «خدايا قلب او را پاك گردان و گناه او را ببخش و دامان او را از آلودگى به بى عفتى نگاه دار». از آن به بعد منفورترين كار در نزد اين جوان زنا بود!...

اين بود نتيجه ملايمت و محبت در نهى از منكر.

منبع: تفسير نمونه،  تلخيص آيه 104  سوره آل عمران  

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

برچسب: دعوت به حق ,مبارزه با فساد, تفسیر آیه 104 سوره آل عمران, تفسیر نمونه, اجازه زنا از پیامبر ص, نویسنده: هادی تاريخ: جمعه 9 اسفند 1392 ساعت: 4:11

صفحه بندی