
گوشت سلمان و اسامه را خورديد؟ ابوبکر و عمر؛ سلمان را بسوي پيغمبر (صلي الله عليه و آله) فرستادند تا برايشان طعامي بياورد. رسول خدا (صلي الله عليه و آله) او را نزد اسامه پسر يزيد فرستاد که دربان و خزانه دار و به اصطلاح وکيل خرج پيامبر بود . اسامه گفت نزد من چيزي نيست. پس سلمان بسوي ابوبکر و عمر بازگشت. اين دونفر گفتند اسامه بخل ورزيد. آنگاه با يکديگر گفتند: اگر سلمان را نزد چاه پر آبي که هرگز خشکيده نمي شود، بفرستيم، آبش خشکيده ميشود. سپس ابوبکر و عمر به سوي پيغمبر (صلي الله عليه و آله) آمدند. رسول خدا به آنان فرمود : چه ميشود که در دهان شما آثار گوشت مي بينم؟ فرمود: چرا مگر نه اینکه گوشت سلمان و اسامه را خورديد؟ ( غيبت اين دو نفر را کرديد) داستانه...
ادامه مطلب