خرید بک لینک

درباره سایت

امر به معروف و نهی از منکر

امکانات وب

-->-->--> -->-->-->
-->-->-->
-->-->-->ساعت Ùx81Ùx84Ø´ Ùx85ذÙx87بÛx8c -->-->-->تارÛx8cØ® رÙx88ز

اÙx84Ùx84Ùx91Ùx87Ùx8fÙx85Ùx91Ùx8e Ùx83Ùx8fÙx86Ùx92 Ùx84Ùx90Ùx88Ùx8eÙx84Ùx90Ùx8aÙx91Ùx90Ùx83Ùx8e اÙx84Ùx92ØxadÙx8fجÙx91Ùx8eØ©Ùx90 بÙx92Ùx86Ùx90 اÙx84Ùx92ØxadÙx8eسÙx8eÙx86Ùx90 صÙx8eÙx84Ùx8eÙx88اتÙx8fÙx83Ùx8e عÙx8eÙx84Ùx8eÙx8aÙx92Ùx87Ùx90 Ùx88Ùx8eعÙx8eÙx84Ùx89 آبائÙx90Ùx87Ùx90 Ùx81Ùx8a Ùx87ذÙx90Ùx87Ùx90 اÙx84سÙx91اعÙx8eØ©Ùx90 Ùx88Ùx8eÙx81Ùx8a Ùx83Ùx8fÙx84Ùx91Ùx90 ساعÙx8eØ©Ùx8d Ùx88Ùx8eÙx84Ùx90Ùx8aÙx91اÙx8b Ùx88Ùx8eØxadاÙx81Ùx90ظاÙx8b Ùx88Ùx8eÙx82ائÙx90دا âx80x8fÙx88Ùx8eÙx86اصÙx90راÙx8b Ùx88Ùx8eدÙx8eÙx84Ùx8aÙx84اÙx8b Ùx88Ùx8eعÙx8eÙx8aÙx92Ùx86اÙx8b ØxadÙx8eتÙx91Ùx89 تÙx8fسÙx92Ùx83Ùx90Ùx86Ùx8eÙx87Ùx8f Ø£Ùx8eرÙx92ضÙx8eÙx83 Ùx8eØ·Ùx8eÙx88Ùx92عاÙx8b Ùx88Ùx8eتÙx8fÙx85Ùx8eتÙx91Ùx90عÙx8eÙx87Ùx8f Ùx81Ùx8aÙx87ا Ø·Ùx8eÙx88Ùx8aÙx84اÙx8b

درÙx8aاÙx81ت Ùx83د دعاÙx8a Ùx81رج

-->-->--> -->-->--> -->-->-->-->-->--> -->-->-->

وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ(104آل عمران )
بايد از ميان شما، جمعى دعوت به نيكى، و امر به معروف و نهى از منكر كنند! و آنها همان رستگارانند.
تفسير در ادامه مطلب

ادامه مطلب

برچسب: دعوت به حق ,مبارزه با فساد, تفسیر آیه 104 سوره آل عمران, تفسیر نمونه, اجازه زنا از پیامبر ص, نویسنده: هادی تاريخ: جمعه 9 اسفند 1392 ساعت: 4:11

 من تو را به امر به معروف ونهي از منکر ميکنم و تو اينطور جواب مرا ميدهي

امام علي عليه السلام در زمان خلافت خود کار رسيدگي به شکايات را شخصاً به عهده مي گرفت و به کس ديگري واگذار نمي کرد. روز هاي بسيار گرم که معمولاً مردم ، نيمروز در خانه هاي خود استراحت مي کردند او در بيرون دارالاماره در سايه ديوار مي نشست که اگر کسي احياناً شکايتي داشته باشد بدون واسطه و مانعي شکايت خود را تسليم کند. گاهي در کوچه ها و در خيابان ها راه مي افتاد ، تجسس ميکرد ، و اوضاع عمومي را از نزديک تحت نظر ميگرفت.
يکي از روزهاي بسيار گرم ، خسته و عرق کرده به مقر حکومت مراجعت کرد ، زني را جلو در ايستاده ديد ، همين که چشم زن به علي افتاد جلو آمد و گفت شکايتي دارم:«شوهرم به من ظلم کرده ، مرا از خانه بيرون نموده ، بعلاوه مرا تهديد به کتک کرده و اگر به خانه بروم مرا کتک خواهد زد، اکنون به دادخواهي نزد تو آمده ام.»
حضرت علي عليه السلام فرمودند: « بنده خدا! الان هوا خيلي گرم است ، صبر کن هوا قدري بهتر شود ،خودم به خواست خدا با تو خواهم آمد و ترتيبي به کار تو خواهم داد.»
زن جواب داد :«اگر توقف من در بيرون از خانه طول بکشد بيم آن است که خشم او افزون گردد و بيشتر مرا اذيت کند.»
امام علي عليه السلام لحظه اي سر را پائين انداخت ، سپس سر را بلند کرد و در حالي که با خود زمزمه ميکرد و مي گفت :
« نه بخدا قسم نبايد رسيدگي به دادخواه مظلوم را تاخير انداخت. حق مظلوم را بايد از ظالم گرفت و رعب ظالم را بايد از دل مظلوم بيرون کرد، تا با کمال شهامت و بدون ترس و بيم در مقابل ظالم بايستد و حق خود را مطالبه کند.»         
سپس فرمود: بگوئيد ببينم خانه شما کجاست؟
آنگاه امام علي عليه السلام به اتفاق آن زن به در خانه شان رفت پشت در ايستاد و به آواز بلند فرياد کردند:«اهل خانه ! سلام عليکم».
جواني بيرون آمد ، که شوهر همين زن بود ، جوان علي را نشناخت، ديد پير مردي که در حدود شصت سال دارد ، به اتفاق زنش آمده است فهميد که زنش اين مرد را براي حمايت و شفاعت با خود آورده است، اما حرفي نزد. علي عليه السلام فرمود: «اين بانو که زن توست از تو شکايت دارد ، مي گويد : تو به او ظلم و او را  از خانه بيرون کرده اي . بعلاوه تهديد به کتک نموده اي . من آمده ام به تو بگويم از خدا بترس و با زن خود به نيکي و مهرباني کن»
-«به تو چه مربوط که من با زنم خوب رفتار کرده ام يا بد، بلي من او را تهديد به کتک کرده ام ، اما حالا که رفته تو را آورده و تو از جانب او حرف ميزني او را زنده آتش خواهم زد».
امام علي علیه السلام از گستاخي جوان برآشفت، دست به قبضه شمشير برد و از غلاف بيرون کشد.آنگاه گفت:« من تو را اندرز مي دهم و امر به معروف و نهي از منکر مي کنم ، تو اين طور جواب من را مي دهي ، صريحاً ميگويي من اين زن را خواهم سوزاند، خيال کرده اي دنيا اين قدر بي حساب است.»
فرياد امام عليه السلام که بلند شد مردم عابر از گوشه وکنار جمع شدند ، هر کسي که مي آمد در مقابل علي عليه السلام تعظيمي ميکرد و مي گفت:
«السلام عليک يا امير المومنين»
جوان مغرور تاز ه متوجه شد با چه کسي روبرو است ، خود را باخت و به التماس افتاد يا امير المومنين مرا ببخش ، به خطاي خود اعتراف ميکنم. از اين ساعت قول ميدهم مطيع و فرمانبردار زنم باشم، هر چه فرمان دهد اطاعت ميکنم. علي رو کرد به آن زن و فرمود:«اکنون تو هم برو به خانه خود، اما تو هم مواظب باش که طوري رفتار نکني که او را بچنين اعمالي وادار کني!».

 حکايات امر به معروف ونهي از منکر، موسسه فرهنگي قدر ولايت، چاپ نهم 1386

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

برچسب: امام علی ع , جوان گستاخ, حق مظلوم, دار الاماره حضرت,علی ع, رسیدگی به شکایات, نویسنده: هادی تاريخ: جمعه 9 اسفند 1392 ساعت: 3:54

مثل کشتي

پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلّم) فرمودند:

«يک گنهکار در ميان مردم مانند کسي است که با گروهي سوار کشتي ميشود وهنگامي که در وسط دريا قرار ميگيرد به سوراخ کردن کشتي در جايگاه خويش مي پردازد، اگر ديگران او را از اين کار خطرناک باز ندارند، آب به کشتي نفوذ کرده، همگي غرق مي گردند»

 منبع: تفسير نمونه، ج3، ص 37

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

برچسب: مثل امر به معروف و نهی از منکر, کشتی در دریا, غرق شدن,سوراخ کردن کشتی, نویسنده: هادی تاريخ: جمعه 9 اسفند 1392 ساعت: 3:40

گوشت سلمان و اسامه را خورديد؟

ابوبکر و عمر؛ سلمان را بسوي پيغمبر (صلي الله عليه و آله) فرستادند تا برايشان طعامي بياورد. رسول خدا (صلي الله عليه و آله) او را نزد اسامه پسر يزيد فرستاد که دربان و خزانه دار و به اصطلاح وکيل خرج پيامبر بود . اسامه گفت نزد من چيزي نيست. پس سلمان بسوي ابوبکر و عمر بازگشت. اين دونفر گفتند اسامه بخل ورزيد. آنگاه با يکديگر گفتند: اگر سلمان را نزد چاه پر آبي که هرگز خشکيده نمي شود، بفرستيم، آبش خشکيده ميشود.
سپس ابوبکر و عمر به سوي پيغمبر (صلي الله عليه و آله) آمدند. رسول خدا به آنان فرمود :       
چه ميشود که در دهان شما آثار گوشت مي بينم؟
فرمود: چرا مگر نه اینکه گوشت سلمان و اسامه را خورديد؟ ( غيبت اين دو نفر را کرديد)

داستانهاي اخلاقي و قرآني ج4 در آثار و تفاسير عبدالحسين دستغيب، لطيف راشدي1384

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

برچسب: اسامه, سلمان, پیغمبر ص , غیبت کردن, گوشت برادر مرده, نویسنده: هادی تاريخ: جمعه 9 اسفند 1392 ساعت: 3:38

التماس به خدا شجاعت است:

اگر برآورده شود رحمت است. اگر برآورده نشود حکمت است.

التماس به خلق خدا ذلت است:

اگر برآورده شود منت است. اگر برآورده نشود خفت است.

شلک های محدثه

برچسب: التماس, خدا , خلق خدا, رحمت, حکمت, منت, خفت, نویسنده: هادی تاريخ: سه شنبه 24 دی 1392 ساعت: 2:57

امر به معروف و نهی از منکر در کلام مقام معظم رهبری
یک-  بر پا داشتن نماز نخستین ثمره و نشانه حکومت صالحان است و در رتبه بعد از آن است که نوبت به زکات ، ...  و نیز امر به معروف و نهی از منکر یعنی سوق دادن به نیکیها و باز داشتن از بدی ها می رسد .
دو -  امر به معروف هم مثل نماز واجب است ، ... اساس جهاد را امر به معروف و نهی از منکر استوار می کند .
سه -  امر به معروف و نهی از منکر که موضوع جدیدی نیست . این تکلیف همیشگی مسلمانان است . جامعه اسلامی ، با انجام این تکلیف زنده می ماند . قوام حکومت اسلامی ، با امر به معروف و نهی از منکر است
چهار اگر جهاد فی سبیل الله و یا امر به معروف و نهی از منکر می کنید و اگر عبادت خدا را انجام می دهید همه ی اینها کار خیر است . این کارها از همه اموری که به ذهن انسان بگذرد ، مثل مال و فرزند و جاه و مقام و دیگر ارزش ها ی گوناگون بهتر است .
پنج -  اگر به معنای امر به معروف و نهی از منکر و حدود آن برای مردم روشن بشود ، معلوم خواهد شد یکی از نوترین ، شیرین ترین ، کار آمدترین و کارسازترین شیوه های تعامل اجتماعی ، همین امر به معروف و نهی از منکر است و بعضی ها دیگر نمی آیند بگویند « آقا ، این فضولی کردن است . » نه این همکاری کردن است . این نظارت عمومی است . این کمک به شیوع خیر است . این کمک به محدود کردن بدی و شر است . کمک به این است که در جامعه اسلامی گناه ، گناه بماند . بدترین خطرها این است که یک روز در جامعه ، گناه صواب معرفی شود . کار خوب به عنوان کار بد معرفی شود و فرهنگها عوض بشود . وقتی امر به معروف و نهی از منکر در جامعه رایج شد ، این موجب می شود که گناه در نظر مردم گناه بماند و تبدیل به صواب و کار نیک نشود .
شش -  مسئله ی امر به معروف و نهی از منکر مثل مسئله نماز است . یاد گرفتنی است . باید بروید یاد بگیرید . مسئله دارد که کجا و جگونه باید امر به معروف و نهی از منکر کرد .
هفت آحاد مردم ، زن و مرد مسلمان ، امر به معروف و نهی از منکر را ، که دو فریضه مهم الهی و جزو چیزهایی است که می تواند در این جهت ، برای ملت ما وسیله ای بسیار مفید و مؤثر باشد . فراموش نکنند و دستگاههای مختلف کشور ، دستگاههای دولتی و انقلابی هم سعی کنند که خودشان را هر چه بیشتر به موازین و اصول انقلابی اسلامی نزدیک کنند .
هشت البته امر به معروف و نهی از منکر حوزه های گوناگونی دارد که باز مهمترینش حوزه مسؤلان است . یعنی شما باید ما را به معروف امر و از منکر نهی کنید . مردم باید از آن ها بخواهند . این مهمترین حوزه است . البته این فقط این حوزه نیست . حوزه های گوناگونی دارد در مسئله امر به معروف و نهی از منکر فقط نهی از منکر نیست . امر به معرف و کارهای نیک هم هست .   برای جوان ، درس خواندن ، عبادت کردن ، اخلاق نیک ، همکاری اجتماعی ، ورزش صحیح و معقول ، و رعایت آداب و عادات خوب در زندگی ، همه جزو چیزهای خوب است . نهی از منکر هم فقط نهی از گناهان شخصی نیست . تا می گوییم نهی از منکر فورا در ذهن مجسم می شود که اگر یک نفر در خیابان رفتار و لباسش خوب نبود یکی بیاید و او را نهی از منکر کند . فقط این نیست ، این جزء دهم است .

برچسب: نویسنده: هادی تاريخ: سه شنبه 24 دی 1392 ساعت: 2:10

چند سوال ساده خداوند از تو:
* خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود
بلکه از تو خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی؟
* خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس هایی در کمد داشتی
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی؟
* خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چندمتر بود
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوش آمد گفتی؟
* خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی می کردی
بلکه از تو خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی؟
* خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست داشتی
بلکه از تو خواهد پرسید برای چندنفر دوست و رفیق بودی؟
* خداوند از تو نخواهد پرسید میزان درآمد تو چقدر بود
بلکه از تو خواهد پرسید آیا فقیری را دستگیری نمودی؟
* خداوند از تو نخواهد پرسید عنوان و مقام شغلی تو چه بود
بلکه از تو خواهد پرسید آیا سزاوار آن بودی وآن را به بهترین نحو انجام دادی؟
* خداوند از تو نخواهد پرسید که چه اتومبیلی سوار می شدی
بلکه از تو خواهد پرسید که چندنفر را که وسیله نقلیه نداشتند به مقصد رساندی؟
* خداوند از تو خواهد پرسید:
چرا این قدر طول کشید تا به جستجوی رستگاری بپردازی؟ مگر من برایت راهنما نفرستاده بودم؟
*  خداوند از تو خواهد پرسید: :
آیا از خواندن این مطلب در نزد وجدان خود احساس شرمندگی کردی یا نه؟!

 

برچسب: خدا می پرسد, خدا نمی پرسد, چه کردی, چه نکردی, نویسنده: هادی تاريخ: دوشنبه 23 دی 1392 ساعت: 3:25

 

فتح مكّه يك فتح نظامى بود و به موجب آن قدرت نظامى و حتى قدرت معنوى اسلام عجيب شد. ولى هنوز پيغمبر با كفار در شرايط صلح زندگى مى كرد، قرار داد صلح بسته بود و لهذا آنها هم حق داشتند در خانه كعبه طواف كنند و در مكّه باشند و نيز حق داشتند كه در حجّ شركت مى كردند، آنها هم شركت مى كردند. مسلمين مراسمشان را مطابق اسلام انجام مى دادند آنها هم مطابق رسوم خودشان انجام مى دادند.
در سال نهم هجرى سوره برائت نازل شد. بعد كه اين سوره نازل گرديد قرار شد كه اميرالمؤ منين برود اين سوره را در منى در مجمع عمومى بخواند كه از اين پس ديگر مشركين حق ندارند در مراسم حجّ شركت كنند و اين مراسم خاص مسلمين است و بس .
داستان معروفى است كه حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله اوّل ابوبكر را فرستادند به عنوان اميرالحاج . او رفت ولى هنوز بين راه بود كه آيه نازل شد. پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله اميرالمؤ منين را با مركب مخصوص خودش فرستاد و به او فرمود: برو كه بر من وحى نازل شده است كه اين سوره را بر مردم نبايد بخواند مگر تو يا كسى كه از توست .
اميرالمؤ منين رفت و در بين راه به ابوبكر رسيد.
ابوبكر در خيمه اى بود. شتر مخصوص پيغمبر نعره اى كشيد. او اين صدا را مى شناخت . گفت اين صداى شتر پيغمبر است چرا اين شتر اينجاست ؟! ناگاه ديد على (ع ) آمده است . خيلى ناراحت شد. فهميد خبر مهمى است . گفت : آيا خبرى شده ؟
فرمود: پيغمبر مرا مامور كرده كه سوره برائت را بر مردم بخوانم .
گفت : آيا چيزى عليه من هم نازل شده يا نه ؟
فرمود: نه
روز اعلام سوره برائت براى مسلمين هم روز فوق العاده اى بود. در آن روز اعلام شد كه از امروز ديگر كفار حق ندارند در مراسم حجّ شركت كنند و محيط حرم اختصاص به مسلمين دارد و مشركين فهميدند كه ديگر نمى توانند به وضع شرك زندگى كنند؛ اسلام شرك را تحمل نمى كند، همزيستى با اديان مثل يهوديّت ، نصرانيّت و مجوسيّت را مى پذيرد ولى همزيستى با شرك را نمى پذيرد.
امامت ، مجموعه آثارشهید مرتضی مطهری، ج 4، ص 894 و 795

شلک های محدثه

برچسب: سوره برائت, امام علی ع, ابوبکر, حج, همزیستی با مشرک, نویسنده: هادی تاريخ: دوشنبه 23 دی 1392 ساعت: 3:07

مردى از اعراب به خدمت رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله آمد و از او نصيحتى خواست ، رسول اكرم در جواب او يك جمله كوتاه فرمود و آن اينكه : لا تغضب . خشم نگير!
آن مرد به همين قناعت كرد و به قبيله خود برگشت ، او وقتى رسيد كه در اثر حادثه اى بين قبيله او و يك قبيله ديگر نزاع رخ داده بود و دو طرف صف آرايى كرده و آماده حمله به يكديگر بودند.
آن مرد روى خوى و عادت قديم سلاح به تن كرد و در صف قوم خود ايستاد. در همين حال ، گفتار رسول اكرم به يادش آمد كه نبايد خشم و غضب را در خود راه بدهد، خشم خود را فروخورد و به انديشه فرو رفت . تكانى خورد و منطقش بيدار شد، با خود فكر كرد چرا بى جهت بايد دو دسته از افراد بشر به روى يكديگر شمشير بكشند، خود را به صف دشمن نزديك كرد و حاضر شد آنچه آنها به عنوان ديه و غرامت مى خواهند از مال خود بدهد.
قبيله مقابل نيز كه چنين فتوّت و مردانگى را از او ديدند از دعاوى خود چشم پوشيدند. غائله ختم شد و آتشى كه از غليان احساسات افروخته شده بود با آب عقل و منطق خاموش گشت .

بيست گفتار شهيد مرتضي مطهري، ص 194

شلک های محدثه

برچسب: رسول اکرم ص, نصیحت اعرابی, جنگ, غرامت, نویسنده: هادی تاريخ: جمعه 20 دی 1392 ساعت: 16:38

 در زمان شاه، رئیس شهربانی قم برای اجرای کشف حجاب به حرم مطهر حضرت معصومه(س) وارد می شود. او که مردی گستاخ و بدزبان بود، با داد و فریاد به بانوان باحجابی که در کنار ضریح حضرت معصومه (س) به زیارت مشغول بودند، پرخاش و حمله می کند تا چادر را از سرشان بگیرد و فریاد و ناله زنان بلند می شود. مرحوم آیت الله  العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی که در آن جا حضور داشتند، بسیار ناراحت می شوند و برای جلوگیری از گستاخی رئیس شهربانی، او را از این کار نهی می کنند، اما چون او ادامه می دهد، سیلی محکمی به صورتش می زنند. رئیس شهربانی، آیت الله مرعشی را به قتل تهدید می کند و به ایشان ناسزا می گوید. یک روز بعد از این حادثه، او که از  بازار قم عبور می کرد، بر اثر ریزش قسمتی از سقف ساختمان بازار و تخریب آوار بر سرش، در دم هلاک می شود.

 

برچسب: آیت اله مرعشی نجفی, کشف حجاب,شهربانی قم, نهی از منکر, نویسنده: هادی تاريخ: جمعه 20 دی 1392 ساعت: 16:05

 

برچسب: شهادت امام حسن العسکری علیه السلام, نویسنده: هادی تاريخ: جمعه 20 دی 1392 ساعت: 15:59

شلک های محدثه

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمودند:

اى ابوذر! زنهار كه بر اثر آرزو ، كار امروز را به فردا فكنى ؛ زيرا كه تو در امروز به سر مى برى نه در فردا ؛ چه اگر فردايى براى تو بود ، در فردا نيز چنان باش كه امروز بوده اى و اگر فردايى در كار نبود به خاطر كوتاهى كردن در كار امروزت پشيمان نشوى.

شلک های محدثه

امام على عليه السلام  در نامه اى به يكى از ياران خود نوشت: 

آنچه را از عمر تو باقى مانده است ، درياب و مگو : فردا و پس فردا ؛ زيرا پيشينيان تو به سبب تكيه كردن به آرزوها و امروز و فردا كردن هلاك شدند ؛ چرا كه فرمان خدا (مرگ) ناگهان اين غافلان را در رسيد

شلک های محدثه

امام على عليه السلام می فرمود: 

پس ، بنده باید از پروردگارش بترسد . . . زيرا روز مرگش را نمى داند و آرزوهايش او را مى فريبد و شيطان موكل اوست ، معصيت را برايش مى آرايد، تا مرتكب آن شود و به توبه اميدوارش مى كند، تا در كار آن امروز و فردا كند ، تا آن كه مرگ بر او هجوم آورد ، در حالى كه در غفلت محض از آن به سر مى برد .

شلک های محدثه

برچسب: نهی از , پیامبر ص , علی ع, حدیث, نویسنده: هادی تاريخ: شنبه 7 دی 1392 ساعت: 7:52

شلک های محدثه

مَن عابَ عِيبَ ، ومَن شَتَمَ اُجيبَ ، ومَن غَرَسَ أشجارَ التُّقى اجتَنى ثِمارَ المُنى .

هر كه عيبجويى كند ، عيبجويى شود و هر كه ناسزا گويد ، پاسخ (ناسزا) شنود

و هر كه درختهاى تقوا بنشاند ، ميوه ‏هاى آرزو را بچيند .

برچسب: نویسنده: هادی تاريخ: شنبه 7 دی 1392 ساعت: 7:52

در حیرتم : اگر قسمت نمی شود!!

در حسرتم: چرا قسمت نمی شود!!

زیارت مولا به اربعین

 

برچسب: نویسنده: هادی تاريخ: دوشنبه 2 دی 1392 ساعت: 18:48

 امام على علیه السلام می فرمایند  :

وَما أعمالُ البِرِّ كُلُّها وَالجِهادُ فى سَبيلِ اللّه‏ عِندَ الامرِ بِالمَعرُوفِ وَالنَّهىِ عَنِ المُنكَرِ إِلاّ كَنَفثَةٍ فى بَحرٍ لُجِّىٍّ.

همه كارهاى خوب و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منكر چون قطره‏اى است در درياى عميق.

نهج البلاغه، حكمت 374

برچسب: نویسنده: هادی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1392 ساعت: 21:52

صفحه بندی